پارت صد :

سیاوش بارها اصرار کرد تا مهتاب حلقه را بدهد اما او از ترس این که برادرش حلقه را هم مثل ادکلن و پیراهن داوود دور بیندازد کوتاه نمی‌آمد و همین مقاومت، فریادهای سیاوش را به آسمان رسانده بود و به دنبال آن سرزنش‌های تندی بود که مانند گرزی آهنین بر سر مهتاب می‌کوبیدشان:
- کی رو دیدی حلقه‌ی ازدواجش رو بعد از طلاق نگه داره، که تو دومیش شدی؟!... کدوم زن نجیبی از مرد نامحرم یادگاری نگه می‌دارÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    1

    بیچاره *** از هر طرف یکی ی چیزی بهش میگه.دلم واسش سوخت حقش این نیست. ممنونم بابت رمان خوبت مریم بانوی خوش قلم خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار 🙏🏻🌹❤

    ۱۱ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله همینطوره😢

    ۱۱ ماه پیش
  • میم

    0

    این بیچاره وضعیتش قبلا بهتر بود،شده کیسه بوکس همه،چرا هرکی دلش از هرجا پره سر این خالی می کنه

    ۱ سال پیش
  • تارا

    0

    سلام خانم جاری امشب میشه پارت رایگان هم بگذارید بجز پارت اصلی؟

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    اطلاعیه زدم و اگر نتم یاری کنه و عمری باشه، حتما پارت هدیه رو میذارم

    ۱ سال پیش
  • هنگامه

    2

    آتیه خیلی از تیکه هاشو وقتی به *** میندازه که سیاوش نیست و نمیشنوه آخ چقدر دلم میخواد سیاوش یبارم که شده بی خیال روح وروان زنش بشه و حسابی جلوش واسته

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله واقعا همینطوره، سیاوش خیلی زیاد هوای روح‌و جسم آتیه رو داره، و این صبوری خودش رو از همه بیشتر اذیت میکنه

    ۱ سال پیش
  • الهه

    2

    سیاوش خیییییلی تحت فشاره هم از منصور و هم داوودو هم خواهرش وگرنه این رفتار ازش سر نمیزد خداقوت خانوم جاری

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله کاملا درسته... ممنونم از همراهیتون

    ۱ سال پیش
  • تارا

    1

    از اون همه منش و جوانمردی که اول قصه از سیاوش دیدیم انگار خبری نیس اینجا که باید صبوری کنه و عدالت پیشه کنه نمیکنه فقط دربرابرآتیه که ظلم درحق خودش و*** میکنه کوتاه میاد. تلافی چیزای دیگه رو سر مهتاب ومژگان درمیاره..بابا سیاوش وجدان بیدارت کجاس؟منتظریم عدالت رو بینشون برقرارکنی . طفلک مژگان

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    سیاوش تو فشاره و یقیناً عذاب وجدان زیادی هم میکشه

    ۱ سال پیش
  • ماهرخ

    2

    چقد این دختر گناه داره عالی بود خدا قوت

    ۱ سال پیش
  • لیلا

    2

    وای از دست این آتیه حالا خوبه مژگان سرورری نمیکنه وگرنه بیچاره میشدوکلاهش پس معرکه بود

    ۱ سال پیش
  • الهه

    2

    چرا سیاوش اینطوری کرد؟؟؟؟ جیگرم کباب شد واسه مهتاب به نظرم حرصشو از داوود و مهتابم سر این خالی کرد وگرنه چرا باید برنجونش😭😭😭😭

    ۱ سال پیش
  • تارا

    3

    کاش همه پارت ها الان بارگذاری میشدکه آخر این قصه رو الان میخوندم.این پارت خیلی غمگین بود بخصوص برای مهتاب و مژگان.

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️